سلام خدای من
خوبی ؟
چه خبر؟ این روزها ما آدمها حسابی سرت را شلوغ کرده ایم
ما انسانهایی که آفریدی تا برروی زمین با آرامش در کنار هم زندگی کنیم این روزها بدجور بد شده ایم ، سر می بریم ، اسلحه می کشیم و می کُشیم و می کُشیم و می کُشیم ...
می کُشیم همنوع خود را ، زخم میزنیم به دل پدر و مادرانمان آنهم زخم کاری ... که تا ابدالدهر کسی را توان مرهم و چیزی را یارایه ضمادش نیست...
خدایا گاهی زخم زبان از زخم شمشیر کاریتر است طوری که انسان را زودتر از پا درمی آورد ...
گاهی ما با حرفها یا رفتارمان باعث می شویم عزیزمان ، یارمان ، رفیق شفیقمان بدجور زمین بخورد ...
این عزیز ، یار و رفیق فرقی نمی کند که باشد ، دوست باشد ، عشقمان باشد ، یا پدر و یا مادررررمان ....
خدایا پدرو مادرهایی را میشناسم که بدجور زخم خورده اند خدایا مادری را میشناسم که ....
چه بگویم خدا ....
خودت میدانی چه می خواهم ...
خدایا آن مادر زخمی را تو مرهم باشد تو ضماد بزن بر زخمش ، خودت نجاتش بده که کسی جز تو نمی تواند ...
ما را ببخش که وقتی زخم داریم سراغت را می گیریم ، ببخش خدا ...
ولی می دانم آنقدر بزرگ و مهربانی که هوای مادران مهربان سرزمینم را داری ...
خدایا به حق 5 تن آل عبا شفایش بده ...
آمین
دوستت دارم خدا ...
برچسب: خدایا,خدایا شکرت,خدایا کمکم کن,
نویسنده: حدیث اسدیپور